روی آوردن هنر قالی بافی ایران به بافتن تصویر در دوران قاجار، چه از لحاظ شکل و چه از لحاظ مفهوم تحولی اساسی در این هنر ایجاد کرد. این قالیچه های تصویری، دیگر برای مفروش کردن زمین پدید نمی آمد، بلکه هدف از بافتن آنها استفاده دیداری بود؛ درست همانند یک تصویر. این تصاویر قاموسی هستند از فرهنگ دوران، کاملا تنیده در زندگی، فرهنگ و اعتقادات مردمان جامعه، که برای فهم عمیق تر وجوه همچنان نامکشوف این فرهنگ و جهان بینی آن به کار می آیند. این مقاله با هدف شناخت و یافتن معانی یکی از این قالیچه ها، قالیچه تصویری مریم (س) و مسیح (ع) را مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار داده و با استفاده از روش شمایل شناسی اروین پانوفسکی لایه های معنایی این اثر را وا می کاود. و از این رهگذر به این نتیجه می رسد که این قالیچه کارکردی شمایلی دارد و در برآوردن اهداف «تعلیمی» و «یادمانی» خود، آموزه ها و تعالیم دین اسلام، روایات قرآن کریم، ادبیات عرفانی و هنر ایران را در نظر دارد. همچنین در پایان، این نوشتار در جست و جوی کشف معانی عمیق این شمایل، نهفته در لایه های زیرین معنایی، و همچنین یافتن «خواست هنری» خلق این تصویر و دلایل فرهنگی بافته شدن این قالیچه در دوران قاجار، به اهدافی نذر گونه برای برآورده شدن حاجاتی مبنی بر داشتن فرزند و مبتنی بر عقاید عامه در مورد قدرت اعجازآمیز شمایل می رسد.